تاریخ

آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

 

 نادرشاه 

نادرشاه افشار این آخرین جهانگیر ترك و بنیانگذار دولت تركی افشار، به لحاظ فرهنگ و تاریخ تركی افشار، ایران و جهان اسلام از جهات بسیار دارای اهمیت است، جنبه هایی كه در تاریخ نگاری رسمی فارسی معمولا بدانها اشاره ای نمی‌شود. دراین پست به برخی دیگر از خصوصیات اخلاقی و عملكرد های مهم نادرشاه افشار اشاره می شود:

cdnii brl f44 large - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک


– ارتقاء موقعیت زبان تركی توسط نادرشاه

طائفه ترک تبار افشار مانند دیگر طوائف قزلباش همواره ازحامیان زبان و فرهنگ تركی در تاریخ بوده است. دولت تركی افشاری نیز جایگاهی ممتاز در تاریخ زبان و فرهنگ و تاریخ سیاسی – نظامی ترك دارد. در دولت توركی افشار، مانند دولت توركمانی قبلی یعنی صفوی، سیاست گسترش زبان تركی و مخصوصا رسمی نمودن آن در مقیاس دولتی ادامه یافته است. از مشخصات نادرشاه افشار اهمیتی است كه به زبان تركی میداده و تدابیر مختلفی است كه وی برای حفظ و ارتقاء موقعیت رسمیت و دولتی بودن زبان تركی، كاربرد در عرصه دیپلماسی و تثبیت آن به عنوان زبانی نوشتاری انجام داده است.

– نادر شاه اقدام به چاپ پول به دو زبان فارسی و تركی كرده است

نادر شاه افشار از شاهان با خودآگاهی ملی ترك در ایران است كه اقدام به چاپ پول به دو زبان تركی و فارسی كرده است. بر اسكناس چرمی وی عبارت ” پوست شتر، حكم نادر، دئمه گؤتور” نوشته شده بود. اقداماتی از این قبیل، دلیلی بر توجه وی به زبان تركی و حساسیت او در مورد قومیت تركی اش بوده نشان می دهد كه نادرشاه حكمرانی ترك وابسته به زبان تركی و هویت ملی اش بوده است.

iran coin nader shahe afshar - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(نادرشاه افشار با ضرب 500 دیناری آنرا ” نادری” نامید،)

 

– نادر شاه كتیبه های چندی به زبان مادری خود تركی نویسانده است

وی كتیبه های چندی به زبان تركی نویسانده است. در شهر دره گز كتیبه ای از نادرشاه بنام ” نادیر داش یازیتی”- كتیبه نادری به زبان تركی موجود است. این سنگ نوشته تركی كم نظیر در تاریخ اسلامی و تركی معروف به كتیبه نادری در مدخل دربند ارغون شاه در كلات نادری، ملك پدری نادر (کلات – دره گز خراسان) قرار دارد. كتیبه دارای ٢٤ بیت شعر تركی است. اشعار متعلق به ” گلبن افشار ” از شاعران دربار نادر شاه افشار است.

ndzuz - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(نادیر داش یازیتی – در مدخل دربند ارغون شاه در كلات نادری)

كتیبه تركی دیگر نوشته شده به امر نادرشاه افشار، قصیده تركی ” شه جم حشمت دارا درایت، نادر دوران ” است كه به سفارش نادر شاه سروده شده است. نادرشاه هنگامی كه می خواست بارگاه حضرت علی(ع) در نجف را با طلا بپوشاند، از نشئه تبریزی درخواست نمود كه ماده تاریخی بنویسد و هنگامی كه این قصیده ماده تاریخ نوشته شد، آنرا با آب طلا و شنجرف نویسانده بر سردر ورودی در بالای ایوان حرم حضرت علی (ع) در نجف نصب كرد. سراینده شعر، شاعر و ریاضیدان میرزا عبدالرزاق‌ تبریزی‌ جهانشاهی‌ متخلص به نشئه و یا نشاء، از احفاد سلطان جهانشاه قاراقویونلو، برجسته ترین حاكم دولت تركی-آذربایجانی قاراقویونلو می باشد.

– زبان دیپلماسی نادر شاه زبان تركی بوده است.

وی با تمام مخاطبین خویش، در دیدارهای رسمی و یا غیررسمی از هر ملیت و مذهبی (حتا با پاتریك ارمنی و در فتح هندوستان) صرفا به تركی صحبت می نموده است. زبان حاكم بر قورولتای مغان نیز تركی بوده است. نادرشاه خواندن و نوشتن به زبان فارسی دست و پا شكسته ای را بعدها در آخر عمر به آموزگاری میرزا مهدی خان استرآبادی منشی مخصوص خود و تركولوق برجسته عصر فرا گرفته است. بسیاری از نقل قولهائی كه در كتب تاریخی از نادرشاه می شود، ترجمه گفتار اصلی وی به زبان تركی است.

– زبان فرماندهی و كاربردی این ارتش نیز تركی بوده است. علاوه بر سازماندهی ارتش دولت تركی افشاری، زبان فرماندهی و كار بردی این ارتش نیز تركی بوده است. در این قشون افراد عادی آن “باشدان گئچه ن ” نامیده می شده اند كه در عصر عباس میرزای قاجار به سرباز فارسی ترجمه شده است.

دوره حاكمیت  نادر شاه، تاثیر گسترده زبان تركی و نفوذ و ورود همه جانبه اصطلاحات و واژگان تركی در زبان فارسی است .

دوره حاكمیت وی همچنین دوره تاثیر گسترده زبان تركی بر فارسی و نفوذ و ورود همه جانبه اصطلاحات و واژگان تركی در زبان فارسی است. در این دوره همچنین كتب با ارزشی در باره گرامر و لغت تركی تالیف شده است. به عنوان نمونه منشی نادرشاه، میرزا مهدی خان استر آبادی، كتاب مبانی اللغت را در دستور زبان تركی و اثر برجسته سنگلاخ را در لغت تركی نگاشته و به نادرشاه افشار تقدیم نموده است. میرزا ذكی مشاور نادرشاه نیز گلچینی از مجموعه اشعار تركی مشتمل بر ده هزار بیت را تدوین كرده است.[1]

34461 - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(آرامگاه نادر شاه افشادر – مشهد مقدس)

-نادرشاه افشار، شاهی و سروری در ایران، موروثی ایل جلیل تركمان بوده است.


نادرشاه افشار بنیانگذار دولت تركی – آذربایجانی افشار، از معدود حكمرانان دارای خود آگاهی و شعور ملی ترك در تاریخ ایران است. از جنبه فرهنگ تركی بین “سلطان احمد جلایری”، “جهان شاه قاراقویونلو”، “اوزون حسن آغ قویونلو”، “شاه اسماعیل صفوی”، “نادرشاه افشار” و “آغامحمد خان قاجار” كوچكترین فرقی موجود نمی باشد. همه این سلاطین آذربایجانی بر ترك و توركمان بودن خود واقف و بدان افتخار می كرده اند. [2]

در نادرشاه نیرومندی خودآگاهی ملی ترك و حمیت اویماقیت قزلباشی-توركمانی آشكارا دیده می شود. نادرشاه به دفعات و از جمله در قورولتای توركمان بر ترك بودن خود تاكید كرده است. وی پس از حمله فرزندش رضا قلی میرزا به شهر بلخ و تصرف آنجا، مكتوبی نوشته و به فرزند خویش امر كرده است كه از تعرض به سرزمین و كشور تركان پرهیز نماید. در نامه ای كه به تاریخ ١٧٤١ به سلطان عثمانی محمود اول فرستاده است نیز خاطر نشان می كند كه در جنگ هندوستان، تاج و تخت محمدشاه امپراتور را به سبب آنكه او از سلاله ای ترك بود به وی باز گردانده است.

 

– نادرشاه به دفعات مکرر بر ترک بودن خود تاکید کرده است

 یكی از نام هایی كه بین قرون ٢٠-١٤ میلادی برای نامیدن طوائف قزلباش آسیای صغیر و آزربایجان و ایضا خلق ترك آذربایجان بكار رفته است – و دول آذربایجانی ماقبل خود و همچنین عثمانیان تاكید نموده است. او در نامه ای به شیخ الاسلام عثمانی شیخ مصطفی افندی شاهی و سروری در ایران را موروثی ایل جلیل تركمان می داند و می گوید كه مردم: “… نواب همایون ما را به شاهی و سروری كه موروثی ایل جلیل تركمان بود اختیار نمودند “.

در نامه ای دیگر به دولت عثمانی در مورد باز پس گرفتن آذربایجان و عراق؛ از دولت های صفوی، آغ قویونلو، قاراقویونلو و دولت خویش با نام دول توركمانی یاد كرده، چنین استدلال می كند كه مناطق مزبور: ” … در ازمنه سالفه به سلاطین تركمان تعلق داشت كه به سبب اختلاف انگیزی شاه اسماعیل به دولت علیه عثمانیه انتقال یافته …”. او خاندان عثمانی را نیز به عنوان بزرگترین خاندان توركمانها – گروهی كه منسوبیت خود بدانها را تاكید می كند- توصیف كرده و در نامه های متعددی به عثمانی ها (كه برخی از آنها به تركی آذربایجانی نوشته شده اند)، از جمله به سلطان عثمانی محمود اول و فرزندش، به دفعات بر ترك بودن خویش تاكید نموده، از پیوندهای زبانی و تباری خود با حك مداران ترك عثمانی و هندوستان سخن رانده و خویشاوندی قومی خویش با آنها را متذكر می شود. (این درحالیست كه در هیچ كدام از مكتوبات عثمانیان خطاب به نادرشاه مشابه این حسیات به چشم نمی خورد كه حاكی از این است كه یا رجال عثمانی ملتفت این علائق تباری نبوده اند و یا بدان اهمیت نمی داده اند).

نادرشاه در دو نامه – یكی به تركی دیگری به فارسی- كه به صدراعظم عثمانی حكیم زاده فرستاده است ذكر می كند كه توركمانها (تركان آذربایجانی) و عوثمانی ها از یك نژاد و اصل اند و در صدد رفع اختلاف های بین این دو دولت بر می آید.

– نادرشاه افشار همواره از هویت تركی پاسداری کرده است

نادرشاه علاوه بر نام هایی مانند “اوگه­ ده­ی”[3]، و “تیمور” [4] برای پسران خویش یكی را نیز بنام “اولدوز” (به معنی ستاره) و یكی از نواده های خویش را “اوغورلوخان” نامیده است. اولدوز طبق اساطیر تركی نیای تركان افشار و از فرزندان اوغوزخان می باشد. وی حتی به امپراتور روس كاترین، نام تركی ” آق بانو ” را داده است. آنگونه كه از نام گذاریهای خانواده نادرشاه دیده می شود، والدین وی نیز دارای شعور ملی تركی بوده اند. نام یكی از برادران وی “بكتاش” و دیگری “بابیر” است.

200px %D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1 %D9%88 %D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4 - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(تصویری از نادرشاه افشاد و دوپسرش در طرفین او )

 

-سعی نادرشاه در حفظ اتحاد ارضی آذربایجان سعی و تلاش کرده است

از اهمیت های نادرشاه در تاریخ سیاسی و فرهنگی تركهای آذربایجانی یكی آنست كه وی موفق شده است كه اكثریت توده تركهای آذربایجانی خاورمیانه را (شرق تركیه، ایران، آذربایجان، خراسان، عراق و افغانستان) در زیر چتر واحد اداره دولت تركی آذربایجانی واحدی جمع نموده و به وحدت روانی و ملی برساند.

نادر پس از آنكه با مقاومت و سرسختی عثمانی ها در مقابل شناختن مذهب جعفری مواجه شد از این خواست خود دست برداشت و بر خواست دیگرش دائر بر الحاق عراق و آذربایجان به خاك دولت تركی افشاری اصرار نمود. وی برای اثبات حقانیت خود چنین استدلال می كرد كه مناطق مزبور بخصوص مناطق غربی آذربایجان كه به خاك عثمانی ضمیمه گشته بود[5] و نیز مركز تركان عراق كركوك – موصل در ازمنه سالفه به سلاطین توركمان تعلق داشت كه به سبب اختلاف انگیزی شاه اسماعیل به دولت علیه عثمانی انتقال یافته است. وی از دولت عثمانی می خواست كه در مقابل باز پس گفتن پیشنهاداتش در باره قبول مذهب جعفری، یكی از دو سرزمین عراق و آذربایجان را كه ” فی الحقیقه ارثی این خیرخواه است، از راه یگانگی به این دوست صادق الولا احسان و عطا فرمایند. البته نصف دیگر به آن دولت باهره، حلال خواهد بود.” نادرشاه به دفعات برای الحاق مراكز ترك نشین موصل و كركوك به دولت تركی آذربایجانی افشاری، نیز مناطق بغداد، حله، سلیمانیه، سامره، نجف و كربلا و غیره لشكركشی كرده، در ١٧٣٤ كركوك و اربیل را تصرف و به محاصره موصل اقدام و در سال ١٧٤٤ قارس را محاصره نموده است.

نادرشاه با شكست دادن عثمانیان یكپارچگی هر سه بخش ممالك د یعنی در قفقاز در کشور آذربایجان ، ایران و در آسیای صغیر- تركیه امروزی را هر چند برای مدت كوتاهی محقق كرده است. او كه با سیاست تركیب و توحید اراضی و تمركز اداری، سیاست توسعه قدرت مركزی آذربایجان بر علیه روسیه و عثمانی را اجرا می نمود، تشكیلات بیگلربیگی (تقسیمات اداری) عصر صفوی را تغییر داد و ولایات شمالی رود ارس (کشور آذربایجان) تا دامنه های شمالی كوه های قفقاز و ناحیه تا ساحل دریای سیاه را ضمیمه بیگلربیگی آذربایجان كرد و حكومت این چند ایالت و ولایت را زیر نام بیگلربیگی آذربایجان به برادر خود ابراهیم خان واگذار كرد. [6]

میرزا مهدی‌ خان‌استر آبادی‌ در كتاب ‌”جهانگشای‌ نادری‌” در مورد حدود “ممالك آذربایجان ‌” در دوره نادرشاه می‌نویسد: ” سپهسالاری‌ و اختیار كل‌ ممالك‌ آذربایجان‌ را به‌ ظهیرالدوله‌ ابراهیم خان‌ برادر والا گهر عنایت‌ و مقرر داشتند كه‌ تمامی‌ بیگلربیكیان‌ و حكام‌ ولایات‌ آذربایجان‌ از حد قپلان كوه ‌(قاپلانتی دراستان آذربایجان ‌) الی‌ آرپه‌ چای‌ (آرپاچای در تركیه) و منتهای‌ داغستان‌ (در روسیه) و گرجستان‌ تابع‌ امر و نهی‌ او باشند. (تاریخ‌ نادری‌، جهانگشای‌ نادری‌، استرآبادی‌، میرزا مهدی‌ خان‌، ص‌ ١٣٦)[7] . نادرشاه با این اقدام، پس از شاه اسماعیل ختائی برای نخستین بار وحدت ارضی سه پارچه آذربایجان و یكپارچگی معنوی تركهای آذربایجانی را هرچند برای مدت كوتاه و برای آخرین بار تحقق بخشیده است.


نادرشاه برای اولین بار نیروی دریایی کشورهای آذربایجان و ایران تاسیس کرده است.

نادرشاه از نخستین شاهان ترك ایران و آذربایجان است كه به اهمیت نیروی دریایی واقف شده است. او بنیانگذار نیروی دریایی مدرن دو كشور امروزی ایران و آذربایجان به شمار می رود.[8] در عهد وی نیروی دریایی دولت آذربایجانی افشار در مقابله با لزگیها در دریای خزر و اعراب در جنوب تاسیس شده است. وی در راه تولید كشتی ها و توپ های جنگی لازم این نیرو در داخل مرزهای دولت افشاری سعی فراوانی نمود و اقدام به ایجاد كارخانه كشتی سازی و توپ سازی در كشور كرد. او باخرید، قبول هدیه و حتی ربودن از دیگر كشورها موفق به ایجاد نیروی دریایی ای مركب از چهار كشتی بزرگ، سه كشتی متوسط، دو كشتی كوچك و تعداد بیشمار قایق های جنگی شد. انگلیس ها در سال ١٧٤٤ نیروی دریایی نادرشاه را مركب از سی كشتی جنگی و تعداد بیشمار قایق های جنگی برآورد كرده بودند. از دیگر شاهان ترك آذربایجانی كه اهمیت خاصی به گسترش نیروی دریایی داده اند، ناصرالدین شاه قاجار است. [9].

perspolis - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(تصویر کشتی جنگی پرسپولیس خریداری شده توسط ناصرالدین شاه درسال 1980 از شرک آلمانی )

 

گرامیداشت نادرشاه افشار در میان گروه های گوناگون انجام می شود:
نادرشاه در فرهنگ تركی و در میان گروه های گوناگون به علل بسیار متفاوتی گرامی داشته می شود:


– توده های ترك وی را به عنوان سمبل جهانگشائی ترك و قهرمان ملی گرامی می دارند. چهره نادرشاه در طول قرنها همواره یكی از نقش های بسیار محبوب بر فرش های بافته شده توسط ایلات و روستائیان ترك است.

– روشنفكران ملی گرای ترك از نادرشاه به عنوان سمبل خودآگاهی و هویت تركی و دولت مداری تجلیل نموده اند. كاربرد زبان تركی در دولت  تركی افشاری در سطح دیپلماسی، نوشتاری و در چاپ پول؛ تاكید وی بر هویت تركی و توركمانی اش و بر گسترش روابط تركان ایران با تركان آسیای صغیر و آسیای میانه؛ جهد او در از میان برداشتن دشمنی های فرقه ای و مذهبی در جهان اسلام و ترك و تاسیس یكپارچگی ارضی سرزمین آذربایجان از نقطه های قوت وی برای این گروه است.

– چپ ترك و آذربایجانی، همچنین تركان جعفری و علویان ترك به سبب اقدامات وی برای ایجاد دولتی عرفی از او تقدیر نموده اند. یكی از نخستین نمایشنامه های جهان تورك و اسلام یعنی تریلوق نادرشاه افشار، توسط نریمان نریمانوف در سال ١٨٩٩ (اصلا از افشارهای اورمیه، و نخستین رئیس جمهور جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، عضو كمیته مركزی اجرائی اتحادجماهیر شوروی از ١٩٢٢، عضو نامزد كمیته مركزی حزب در شوروی بین ١٩٢٥-١٩٢٣) در گرامی داشت جنبه های مثبت این شاه ترک آذربایجانی نوشته شده است. این نمایش در زمان حكومت سوسیال دمكرات شیخ محمد خیابانی بارها در تئاتر تبریز و به زبان تركی به صحنه رفته است.[10]

– طراحى پرچم سه رنگ دولت تركى (ایرانی) افشار توسط نادر شاه و …..

 

-بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شده‌اند نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.

IMG 0017 - آخرین شاهنشاه جهانگشای ترک

(کاخ خورشید – کلات نادری )

اتکلر و آتیرمالار :

……………….

[1] – توحید ملك‌زاده‌ دیلمقانی: مقاله “‌نادیر شاه‌ افشار دؤورونده‌ تورك‌ دیل‌، اده­بییات‌ و كولتورونه‌ بیر باخیش”.‌

[2] – در منابع فارسی بین تركمن و تركان آذربایجانی توركمان فرق گذاشته نمی شود و نتیجتا ایلات و دولت های ترك آذربایجانی مانند آق قویونلو، قاراقویونلو، صفوی، و قاجار به خطا تركمن نامیده می شوند. این منابع فارسی، به خطا ایل قزلباش افشار و در نتیجه دولت افشاری را نیز دولتی تركمن توصیف می كنند. در حالیكه ایل افشار، جزء ایلات آذربایجانی توركمان، یعنی قزلباش بوده و غیر از ایل آوشار سنی مذهب منسوب به خلق تركمن است.

[3] – اؤگه­ ده­ی: (معادل اوختای در تركی آذربایجانی)، نام فرزند چنگیز خان. اؤگه و یا اؤكه به معنی بسیار دانا، فرزانه، شخص سالمند، بزرگ خلق و نامدار و وزیر آمده است. ده­ی، دای، تای و …. به معنی صاحب خصلتی است. مانند كلمه چاغاتای كه به معنی شخص سفید است. (چاغان به معنی سفید+ تای). از همین ریشه است اؤكمه ­ن به معنی عاقل و باهوش؛ اؤكته به معنی اشتباه ناپذیر، آنچه كه به هدف اصابت می كند؛ اؤكته ­م به معنی مغرور و مشهور، معروف و نیرومند؛ اؤتكه ­ن به معنی قهرمان، نیرومند.

[4]- تمور (فرم فارسی آن تیمور، فرم تركی آن دمیر ) كلمه ای مغولی – آلتائی به معانی آهن، سمبل شكست ناپذیری و سلامت. از همین ریشه است نام های تموچین (پسوند چین معادل پسوند دن در تركی، معادل آن به تركی دمیرده­ن، به معنی آهنین و یا دمیرچی به معنی آهنگر، نام اصلی چنگیز خان است)، تموگه، تموده­ر، تمولون.

[5] – حد غربی آذربایجان تاریخی در داخل خاك عثمانی شهر ارزینجان است كه شاه اسماعیل حركت تاریخی خویش را به آسیای صغیر از آنجا آغاز نموده است: “و حد آزربایجان من بردعه مشرقا الی ارزینجان مغربا و یتصل حدها من جهت الشمال ببلاد الدیلم و الطرم”. یاقوت حموی. معجم البلدان.

[6] – بك، بگ، بیگ، بهی و بی كلمه هایی تركی به معنای امیر بوده و در فرهنگ سیاسی دول تركی عموما درجه ای بالاتر از آقا و پایین تر از خان و خاقان تركی است. (امروزه “به­ی” به معنی آقا و “بك” به معنی امیر است). بیگلربیگی كه گاها معادل اولوس بیگی (صدر دولت) استعمال می شده عنوانی است كه از زمان دولت تركی – آذربایجانی ایلخانی بكار رفته و به معنی امیرالمرا فارسی- عربی است. این عنوان از زمان شاه عباس صفوی در دولت آذربایجانی صفوی و به تقلید از عثمانیان به معنی امیر بزرگترین منطقه اداری و نظامی -معمولا آذربایجان- بكار رفته است.

[7]- منابع پان ایرانیست و تز رسمی جمهوری اسلامی ادعا می نماید كه نام آذربایجان هرگز قبل از تاسیس دولت مساوات در آذربایجان شمالی برای نامیدن ماورای ارس بكار نرفته است. حال آنكه علاوه بر دوره نادرشاه افشار و پیش از وی، حتی تا زمان فتحعلی شاه قاجار نیز در دفاتر و اوراق رسمی مانند گذشته، ایالات ماورای ارس جزء آذربایجان شمرده می شد و نام باكو، شوشا، نخجوان، گنجه، لنكران، تفلیس (پایتخت گرجستان كنونی)، ایروان (پایتخت ارمنستان كنونی) و دربند (جزء داغستان كنونی در روسیه) جزء ولایات آذربایجان نوشته میشد. قاجارها به مدت طولانی تقسیمات ارضی دوره نادرشاه را عینا محافظه كردند. در این دوره قسمت اعظم اراضی سرزمین آذربایجان ائتنیك داخل در ایالت آذربایجان بوده است. ایالت آذربایجان در جنوب شهرهای قزوین، قم و اراك را شامل می شد.

[8] – وارث دولت های تركی ای مانند ایلكانی، جلایری، اتابكان، قارا قویونلو، آغ قویونلو، صفوی، افشار و قاجار و … حتی از آنجائیكه خاندان های مزبور به لحاظ تباری و زبانی و فرهنگی و مذهبی همه از تركهای آذربایجانی بوده اند.[9]- “در سال ١٨٨٣ ناصرالدین شاه به‌ فكر ایجاد نیروی دریایی در خلیج عربی افتاده یكی از پسران مخبرالدوله را كه تحصیل‌كرده آلمان بود روانه‌ی آن كشور نمود و در نتیجه دو كشتی از دولت مذبور خریداری شد یكی بنام ” شوش ” با نیروی ٣٠٠ اسب كه اولی در خلیج فارس و دومی در شط العرب سیر می‌كرد و همراه كشتی اول چند افسر آلمانی و عده‌ای ملوان به ایران آمده بودند و قطعات كشتی دوم در خلیج عربی سوار شده آماده كار گردید”.

[10] – تاریخ مختصر تئاتر ترك-آذربایجانی در ایران كه از نخستین تئاترهای جهان اسلام، آذربایجان جنوبی و ایران بوده چنین است:

١٩٠٩- نخستین تئاتر حرفه ای در استان آذربایجان، تبریز، سالن باغ ملی به افتخار انقلابی ترك، قهرمان خلق ستارخان.

١٩١٢- نخستین تروپ تئاتری تبریز بنام خیریه

١٩١٧- تروپ شرقلی، قلیزاده رضا

١٩٢٠- تروپ جمعیت اصلاح و ترقی

١٩٢٦- تئاتر شیر و خورشید

١٩٢٥- تروپ آیینه عبرت

١٩٤٤- تروپ كمیته روابط ایران و شوروی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا