مراسم مختومقلی فراغیمقالات

تأملي در زندگي و آثار مختومقلي فراغي و يک ضرورت

صوفی‌راد1 - تأملي در زندگي و  آثار مختومقلي فراغي و يک ضرورتمارقوش – عبدالقهّار صوفي‌راد: مختومقلي فراغي به حق يکي از بزرگان هنر شعر مشرق زمين بوده و در بيان مفاهيم انساني به قدري ماهرانه عمل کرده، که اشعار وي در هر بُرهه‌اي از زمان، تازه، لطيف و راهنماي زندگيست .

بيان مضامين اخلاقي و آموزه‌هاي ديني ، تقويت علائق وطن‌دوستي، مقاومت و ايثار، عشق، اتحاد مردم ، برادري و برابري، ارج و منزلت بخشي به زنان و اقشار ضعيف جامعه، انتقاد ازصاحبان قدرت و مکنت  و… موضوعاتي هستند که اشعار مختومقلي را براي خواننده‌ي آن اشعار جالب و جذّاب مي‌نمايد‌.

بارتولد، شرق شناس مشهور، مختومقلي را شاعر ملّي ترکمن ها مي داند و اذعان مي دارد؛ سايرِ اقوام ترک زبان شاعري به سان مختومقلي که بتوان بر او شاعر ملّي نام نهاد  نداشته اند . اشعار مختومقلي  همچون آئينه اي شفّاف ويژگي ها ، خصائل ، رفتار و علائق ترکمن ها را  و به طور عام تمامي انسان ها را در خود منعکس مي نمايد . و روش زندگي را بدانها مي‌آموزد . اشعاري که مفاهيم انساني در آنها متبلور است، نه تنها به مردمي خاص بلکه به تمامي بشريّت تعلّق دارد .

مختومقلي در ميان شعراي ترکمن شاخص ترين است هم بواسطه ي اوّلين بودن و هم به دليل مردمي بودن اشعارش .

در باره ي زندگي و آثار فراغي گفتني هاي بسياري را نويسندگان و اساتيد، طيّ مقالات و کتب متعدّد بيان داشته اند . نگارنده در اين مقاله­ي کوتاه برآن است تا به مباحثات و مناقشاتي که در باره ي زندگي و آثار وي در ميان اساتيد وجود دارد اشاره نمايد .

همانگونه که مي دانيم ، عشق مفهومي است که در جاي-جاي سخنان فراغي تبلور مي يابد. اين عشق  در برخي اشعار صرفاً زميني است و بن مايه ي بحث ما نيز در خصوص اين اشعار است . آنجا که صحبت از «منگلي» مي شود .

چند سال پيش در سفري که به کشور ترکمنستان داشتم، يکي از اساتيد آن ديار مقاله اي تحقيقي درباره ي زندگي مختومقلي را در اختيارم گذاشت. پس از مراجعت از سفر ضمن مطالعه ي مقاله ي مذبور دريافتم ، بحث هاي آن حدّاقل براي مردم کشورمان تازگي دارد، لذا

 

مسائل مطروحه ي آن را تحت عنوان « آق غيز و منگلي در زندگي مختومقلي فراغي » در شماره ي بهار 1379 فصلنامه ي ياپراق که تحت عنوان «يادنامه ي مختومقلي فراغي» منتشر شده بود به چاپ رساندم .

آنچه که ما تا اين اواخر درباره‌ي اسامي فوق الذّکر (آق غيز و منگلي) شنيده بوديم، با يافته‌هاي اين مقاله متفاوت بود. مي‌دانيم در اشعار مختومقلي «منگلي» نام آشنايي است براي همه. و آنچه در متن ها و تذکره‌ها آورده بودند اين بود که «منگلي» نام دختري است که مختومقلي قصد ازدواج با وي را داشته، امّا فلک غدّار، سرنوشت ديگري براي آنان رقم مي زند و منگلي با کسي ديگر به نام«شيخيم حارپئق» وصلت مي‌نمايد. و آنچه بيانگر سوز عاشقانه ي شاعر در خصوص «منگلي است»، بواسطه ي اين امر بوده است. آنچه بايدبدانيم و اکثر محقّقين نيز بدان اذعان دارند اين است که در خصوص زندگي شعرا  و نويسندگان و بزرگان ترکمن علي الخصوص حضرت مختومقلي اطلاعات کافي و وافي که سنديّت داشته باشد به دستمان نرسيده و آنچه سينه به سينه نقل گرديده ، با موهومات، درآميخته و به افسانه و داستان مي مانَد تا واقعيّت. بالاجبار بايد گفت؛ حقيقت را جز از طريق استمداد از اشعار خود شاعر نمي توان به دست آورد.

لذا در تحقيق مذکور نيز اساتيد ترکمنستاني به اشعار ديوان شاعر استناد کرده سعي نموده اند تا ثابت نمايند که مختومقلي با بيوه ي برادر بزرگترش «عبدالّله» ازدواج نکرده وعشق شاعر نسبت به «منگلي» نيز به وصال انجاميده، امّا پس از سه سال زندگي مشترک  ،«منگلي»را آفتي به نام «اجل»ربوده است، نه شخصي به نام«شيخيم هارپيق»؛که به اذعان تهيه کنندگان تحقيق، داستان آن نيز در دوران حاکميت ايدئولوژي غيرديني شوروي سابق ساخته شده است. (در اينجا جهت آشنايي بيشتر با ابيات مورد استناد مقاله ي مذبور، و پيشگيري از اطاله ي کلام ، مطالعه ي فصلنامه ي ياپراق«شماره ي 9-8 بهار 1379 را پيشنهاد و مورد توجه قرار مي دهم) .   پيشتر  گفتيم  براي وقوف  به جزئيات زندگي شاعر، جز استمداد از اشعار وِي چاره اي ديگر که مورد وثوق باشد کمياب است. متأسّفانه در مورد اشعار مختومقلي مقوله اي تحت عنوان «اشعار اِلحاقي» کار تحقيق را مشکل تر مي‌نمايد.

آشنايان ادبيات آگاهند که مقوله ي «اشعار الحاقي» مختص ادبيات ترکمن هم نيست و با نگاهي به دوّاوين  شعراي ساير ملل نيز مي توان به وجود آن پي برد. امّا اين مسئله در خصوص اشعار مختومقلي ميدان تحقيق را بسيار آشفته ساخته است.

در کشور ما عدم دسترسي محقّقين به نسخ خطّي دستِ اوّل ، مشکلاتِ آنان را دوچندان کرده است و بسياري از کارهاي تحقيقي که تاکنون به پشتوانه ي مجموعه هاي چاپ شده و با استناد بدانها اِرائه گرديده، قابل نقد و بررسي است .

حتّي با توجّه به برخي ملاحظه کاري هاي سهل انگارانه و نپرداختن به شفّاف سازي در ترکمنستان و عدم پالايش سره از ناسره ، آگاهانه و يا ناآگاهانه برخي مغلطه ها در چاپ و انتشار آثار مختومقلي به وقوع پيوسته که سبب آشفته بازاري گرديده که مورد اشاره ي اين نوشتار است . حتّي به جرأت مي توان گفت که اکثر ابيات استنادي مقاله ي مذکور يعني«آق غيز و منگلي …»که کار دو تن از علماي ترکمنستاني است؛ جزء اشعاري است که درنزد آگاهان فن انتساب آنها به مختومقلي جاي تأمّل دارد و چه بسا، قطعاً بتوان گفت که اين اشعار،الحاقي  است.

نگارنده در پايان به مراکز علمي صلاحيت دار ايراني ، علي الخصوص دانشگاه هاي استان گلستان و مراکز علمي و آموزشي پيشنهاد مي نمايم؛با توجه به اين که انستيتو نسخ خطّي ترکمنستان از سال‌ها پيش کار جمع آوري نسخ خطّي ديوان شاعر را به عمل آورده ، حتّي با توجه به اظهار بسياري از افراد، در زمان جنگ جهاني دوّم که منطقه تحت اشغال نيروهاي نظامي شوروي سابق درآمده بود، افرادي چون «قليچ قولي يف» نويسنده ي برجسته ي آن دوره ي ترکمنستان ، با استفاده از موقعيت به وجود آمده، تمامي مدارک ، اشعار و نسخه هاي خطّي موجوددر منطقه را با تهديد و يا تطميع صاحبان آنها، جمع آوري نموده، با خود به ترکمنستان برده اند . لذا لازم و ضروري است مراکز علمي کشورمان با صرف هزينه و وقت نسبت به نسخه برداري و کپي برداري از تمامي نسخ  موجود در ترکمنستان اقدام نمايند. تا پشتوانه اي براي تحقيقات علمي درآينده گردد. اين البتّه حقّ محقّقين ايراني است . ميراث ادبي ترکمن‌ها به خطّ عربي – فارسي است وساکنين ايران زمين و علماي آنان بهتر و راحت تر با اسرار  و زاويه هاي پنهان زندگي و اشعار بزرگان خود برخورد وبراي همگان عيان خواهند نمود .نگارنده  ضمن ارج نهادن به تمامي کارهاي انجام گرفته در کشورمان اذعان مي‌دارد که زمان اقدام مراکز علمي و دانشگاهي در اين خصوص فرا رسيده است.

 منبع: فصلنامه یاپراق. ویژه  بزرگداشت مختومقلی فراغی. شماره ۴۹که با همکاری همه جانبه بنیاد

مختومقلی فراغی انتشار یافت. محمد قجقی

مارقوش ترکمن صحرا / www.margush.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا